
دسته های عزادسته های عزا به راه افتاد شهر یک دست در عزا شده استپرچم سبز و سرخ ثارالله مثل خورشید روی پا شده استآب شرمنده لب عباس ، از خجالت نوای غم داردتشنگان حرم خداحافظ ، ناله تا عرش کبریا شده استالسلام ای حسین ای سالار، قسمت من نشد که برگردمعلقمه شاهد دو دستانم حق مطلب چنین ادا شده است ؟بودن اسم من که ساقی بود ، غیر شرمندگی نمی افزودهمرهی هم نکرد دندانم گرچه آن دست ها جدا شده استمن هم از آب شط نخوردم تا ،مثل لب تشنگان تو باشمبا همه هُرم خیمه های عطش آب برمن مگر روا شده است؟دشمنی ها چقدر افز...
ادامه مطلب