آوای اسفاد

متن مرتبط با «محمود» در سایت آوای اسفاد نوشته شده است

اینجا اسفاد است.../جناب آقای محمود عظیمی

  • نیلوبلاگ

    اینجا اسفاد است ،دیار نیاکان ما ،سرزمین مردان پر تلاش ،سرزمین آب و آینه ،دیار زنان خستگی ناپذیر ،و مهد پیله وران .ما در اینجا ریشه داریمدر این خاک ،که دستبندی از گل و سبزه با اوست ،که سروَش به بلندای تاریخ است ،در آب زلالش که می توانآسمان را در آن جستجو کردریشه داریم در تاریخش ،در فرهنگ و هنرش ،در چلپک و چگمالش ،در زعفران و انگورش ،در گندم زردگونش ،در آب گوارایش ،که کام رهگذران تشنه را سیراب می کندما اینجا ماندگاریم ،ما از سپیده دم عمر اینجا بوده ایم ،ما اینجا زبان باز کرده ایم ،ما اینجا بزرگ شد...

    ادامه مطلب
  • نگار /شاعر محمود عظیمی

  • نیلوبلاگ

    نگارباز از او بالا یکی کفتر میَهبوی انفاس خوش دلبر میَهتا تِلِکَّستِ مشو وَر در سراباز پندارُم گلُم از در میَهگر ببینُم روی ماهش، رعشه اینوک پایم تا به فرق سر میهوقتِ که از کیچه یِ ما رَد مِشوبوی مشک و نافه و عنبر میهتا صدایِ در مِیَایَه وَرمُگُماو که مو وَیلونِشُم از دَر میهاین دلِ دیونه رَه هفتاد بارگر برانی از درِ دیگر میهگر به تیغش بر کشی، همچون مَغَسمی رود آنجا کز او شکّر میهبس که بیمار دِلَندَروایِ اوستوَر درینگِ، جُغ کنی با سر میهدرد داغِ دوریِ آن مَه جبینهمچو داغ خنجر و نِشتَر میهوقتِ ...

    ادامه مطلب
  • درواکنو/شاعر محمود عظیمی

  • نیلوبلاگ

    درواکُنوتا بیَارُم پِش کَشی بَی یارِ نَومَجمَه ره پُر کشمش و خرما کنمپیشوازِ گلّهیِ هیزم کَشودف زنُم ، دَیره زنُم ، هورا کنمحرمتِ قَوم و کَلون و کدخدا ربا یکی بارِ هِزُم بر جا کنمبَد که وَاخونُم قَلَه ر از یَک پِچَردتا حنا بندو ره نغز اَر پا کنمبعدِ رقص و چِکَّه و دَروَاکُنودست و پایِ یاااار ره حنّا کنمهدیه و تَارُف بِرَی دلدار نویَگ قطارِ مَجمه یِ وَر را کنمدیمبل و دیمبو ره از بیخ ورکنمهِنگه ره خود دَیره و سرنا کنمبعدِ چوبازی و سرنا و دهلشعر خوانند و مَه ایولله کنمبا نوایِ " پِچ و در پِچ گل ع...

    ادامه مطلب