اینجا اسفاد است ،دیار نیاکان ما ،سرزمین مردان پر تلاش ،سرزمین آب و آینه ،دیار زنان خستگی ناپذیر ،و مهد پیله وران .ما در اینجا ریشه داریمدر این خاک ،که دستبندی از گل و سبزه با اوست ،که سروَش به بلندای تاریخ است ،در آب زلالش که می توانآسمان را در آن جستجو کردریشه داریم در تاریخش ،در فرهنگ و هنرش ،در چلپک و چگمالش ،در زعفران و انگورش ،در گندم زردگونش ،در آب گوارایش ،که کام رهگذران تشنه را سیراب می کندما اینجا ماندگاریم ،ما از سپیده دم عمر اینجا بوده ایم ،ما اینجا زبان باز کرده ایم ،ما اینجا بزرگ شده ایم،ما ریشه داریم در این خاک ،چون سرو کهنسالش .ما صدای ناله چرخ حلاجی مادربزرگ را هنوز از یاد نبرده ایمهنوز خنده های کودکانه همبازیهایمانحین بازی هفت سنگ را از یاد نبردهایمهنوز تاس و سره و میرآب مهربانو خاطره جشن سره در شب های تابستان رااز یاد نبرده ایمهنوز آهنگ موزون مسافران در کمرکش شاسکوهدر گوشهامان طنین انداز است:"اگر ناتوانی بگو یا علیاگر خسته جانی بگو یاعلی"هنوزخاطره گندم زارهای کجاردر روزهای گرم تابستانو نیمرو درست کردن نوجوان بی تجربه زیر نور مهتابو روانه شدن بارهای طلایی گندمبه سوی آبادی را از یاد نبرده ایم.هنوز نور چراغها را در سحرهای سرد پاییزیو طلوع زیبای خورشیددر مزارع زعفران رااز یاد نبرده ایمهنوز ساختن چکش های کوچکبا قالب انگشت سبابه مرد گدازگربرای کودکان بازیگوشرا از یاد نبرده ایم .ما فرزندان مردانی هستیمکه آهن گداخته را رام کردندتا به خدمت مرد برزگر در آورند .ما هنوز از یاد نبرده ایم شب نشینی های طولانی ،قصه های دنباله دار پدر بزرگ ،بقچه های گل های ارغوانی ،و رشته های سرخرنگ زعفراندر بشقاب های چینی گلدار را .ای کاش جشن های زیبای عروسی ،اسب زیبای شاه پری ،و پوستین م
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: نرگس جلالی
تاريخ: چهارشنبه
3 مرداد
1403 ساعت: 12:27