
شعرمحلی به گویش اسفاداشکنه اَو ماش بوده روی بار یادش به خیرچای خوشمزه زِ اوی پای چنار یادش به خیردر تموس گُرماس یا اودوغ خیار ور دل ما بودر سلیمونی به پیش اون مزار یادش به خیروقت انبار مبردی به کِشمونا تا بِندازیچَپه گشته ، خر مَه کرده فرار یادش به خیرخره گُرتاز مزنه ، که میتونه اور بگیره ؟مگن ور سر او خورده باد بهار یادش به خیرامشو ام سَرّمه ، اُو دَری مِگن مال منهبا چراغ موشی، برو باغ کنار یادش به خیرکوپنا ، او زمونا ، پیش همه ارزشه داشکوپن نفت وکوپن خوار و بار یادش به خیرشرکتای اسفاد ز یک د...
ادامه مطلب
دسته های عزادسته های عزا به راه افتاد شهر یک دست در عزا شده استپرچم سبز و سرخ ثارالله مثل خورشید روی پا شده استآب شرمنده لب عباس ، از خجالت نوای غم داردتشنگان حرم خداحافظ ، ناله تا عرش کبریا شده استالسلام ای حسین ای سالار، قسمت من نشد که برگردمعلقمه شاهد دو دستانم حق مطلب چنین ادا شده است ؟بودن اسم من که ساقی بود ، غیر شرمندگی نمی افزودهمرهی هم نکرد دندانم گرچه آن دست ها جدا شده استمن هم از آب شط نخوردم تا ،مثل لب تشنگان تو باشمبا همه هُرم خیمه های عطش آب برمن مگر روا شده است؟دشمنی ها چقدر افز...
ادامه مطلب
سلامی بر گل زیبای اسفاد گروه ناب و خوش ، آوای اسفاددلم در پیش خورشید است بنگر سر شاسکوه، در بالای اسفادسفر کردم به شهرهای زیادی نبوده هیچ یک، هم پای اسفادبه یاد روستا دل تازه دارم دل من عاشق و شیدای اسفادصفا و خوبی مردم فراوان نباشد مردمی همتای اسفاداذان می آمد از اطراف شهرک خدا رحمت کند ، آقای اسفادندارد طرقبه حسن و جمالی به پیش منظر زیبای اسفادشاعر : مرتضی حسینی اسفاد (شمیم) + نوشته شده د...
ادامه مطلب
مرتضی حسینی اسفاد:ولادت امام جواد (ع) در ماه رجب مرا به یاد استسال روز تولد جواد استتنها پسرِ امامِ هشتمدست کرمش بسی مراد استهشت ساله امام بعد بابااو را که ز بهترین عِباد استای میوه ی قلب باغ هستی !این خانه به دیدن تو شاد استهفده سِنه با امامت اواین رشته که محکم و سداد استروزی که به طوس آمدی توهر چند که قصه اش زیاد استاز هر در بسته رد شدی زودراه تو مگر از این بلاد استوقتی که پدر ، به حُجره آمداز شدت زهر در شِداد استزانو زده ای ، کنار بابا زهری که ز شدت عناد استتو آمدی از مدینه آن روزروزی که پد...
ادامه مطلب
مرتضی حسینی اسفاد:خاطره ای ادبیشعر از دیرباز در اسفاد جایگاه ویژه ای داشته است. به عنوان مثال به دو نامه با اختصار اشاره می نمایم.حجه الاسلام حاج محمد رضا رجایی در سال های اول طلبگی مدت سه سال در حوزه علمیه شهر قاین درس خواندند. سپس برای ادامه تحصیل به مشهد مقدس می روند اما متاسفانه چند روز ؛ اتاق در حوزه خالی نبوده و با زحمت در سطح شهر شب و روز را سپری می نمایند. نامه ای از سر دلتنگی برای پدر بزرگوارشان به اسفاد می نویسند و ماجرا ی سفر را به زبان شعر شرح می دهند:بعد از سه سال دوره تحصیل دیندر...
ادامه مطلب